![]() |
![]() |
|
| اندیشه های بزرگ ، نیازهای بزرگ تر و دردناک تری دارند ." دکتر شریعتی " |
|
چشمهایم را می بندم . تو اینجایی . می خندی و می خندم ...
می گویی و نگاهت می کنم . می گویم و نمی شنوی . زبانم در نگاهم خلاصه می شود . تو می رنجی و من نیز ... از خودم متنفر می شوم و فکر می کنی به یادت نیستم . چشمها از گفتن خسته می شوند و کم می آورم ... عاشق ماندن هم کار سختی است ها ! باز ثابت کردنش سخت تر . حالا تو بیا با این زبان تنبل ثابت کن که نگاهت شیطنت کرده و ارور داده !!! ... این هم بعد از مدت ها برای اینکه ذهنتان را از مسائل پست قبل آسوده کنم ! و بروید خوش باشید !!! |
|
+ نوشته شده در
ساعت 12:24 توسط معصومه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
در یکی از سه شنبه های آبان بیست ويك سال پیش در شهری در حاشیه ی کویر به دنیا آمدم .
کویر را دوست دارم و آب و آرامش و آسمانش را هم ... فکر می کنم زندگی در نقطه نقطه کویر جریان دارد و به قول مهدی سهیلی : بیابان رازها دارد ... ولی در شهر آن اسرار پیدا نیست ... و برای کشف رازهای کویر نیاز به همراهانی چون شما دارم . تنهایم نگذارید ... |
| پیوندهای روزانه |
|
گوناگون ورزش های علمی آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1387 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 |
|
RSS
|