![]() |
![]() |
|
| اندیشه های بزرگ ، نیازهای بزرگ تر و دردناک تری دارند ." دکتر شریعتی " |
|
اولین باراست که بدون نیت قبلی !!! دارم می نویسم و به خاطر همین شکل و شمایلش فرق دارد . الآن دارم فکر می کنم که چندمین بار بود همین چند لحظه پیش که می خواستم ( با نیت قبلی !!) چیزی بگویم و ... راستش دارم به این نتیجه می رسم که گفتن آنقدرها هم فکر کردن نمی خواهد ، حالا مثلاْ اینها که می گویم ( همین حالا ) بی ربط تر از چیزهایی است که با فکر نمی گویم ؟! "فکر کردن زیادی هم خوب نیست ." ( خیلی ها گفته اند . و گوش نداده ام ) دلم می خواهد یکی پیدا شود و بگوید که : مشکل از نگفتن است یا نخواستن ؟ دوست دارم یکی بیاید و بگوید که این ها ... این ها هم می گذرد ... می دانم اما دلم می خواهد بشنوم . نگویم و بشنوم که : به زودی باز هم می رسم به روزهایی که حال دلم خوش تر از اینها بود ... گاهی دلم برای خودم تنگ می شود !
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 21:20 توسط معصومه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
در یکی از سه شنبه های آبان بیست ويك سال پیش در شهری در حاشیه ی کویر به دنیا آمدم .
کویر را دوست دارم و آب و آرامش و آسمانش را هم ... فکر می کنم زندگی در نقطه نقطه کویر جریان دارد و به قول مهدی سهیلی : بیابان رازها دارد ... ولی در شهر آن اسرار پیدا نیست ... و برای کشف رازهای کویر نیاز به همراهانی چون شما دارم . تنهایم نگذارید ... |
| پیوندهای روزانه |
|
گوناگون ورزش های علمی آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1387 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 |
|
RSS
|